عیسی بابایی رحیم آبادی کارگردان این اثر گفت: مستند «آنجا که تورها رها شدند» درباره کاهش ماهیان استخوانی در دریای کاسپین و با نگاه زیستمحیطی تولید شده است. در خلاصه این اثر باید گفت در تلاطم آلودگیهای زیستمحیطی، دریا نیز از این قضیه مبرا نیست و هر ساله صیادانی که با هزار آرزو به دریا میروند، صدای خوبی از آن نمیشنوند.
وی ادامه داد: در طول این مستند، با مراحل صید ماهیان استخوانی در یکی از شرکتها یا پرههای ماهیگیری به نام شهید خدمتگزار شهرستان چالوس آشنا میشویم. در اثنای مستند، سختیها و مشکلاتی را که در چند سال اخیر با موضوع کاهش صید مواجه بودهایم بررسی میکنیم. همچنین جنبههایی از زندگی صیادان زحمتکش را با توجه به فصلی بودن این شغل و مشکلاتی که در تأمین ارزاق زندگی دارند به تصویر میکشیم. با وجود تمام چالشها، آنها هر ساله به امید بهبودی این مسیر را ادامه میدهند.
او درباره انگیزه خود از ساخت این مستند بیان کرد: من کارمند اداره امور مالیاتی (دارایی) هستم و با توجه به ماهیت شغلم، بهنوعی با تمامی کسبوکارها ارتباط دارم. در مراحل رسیدگی و بازدیدهای میدانی که برای تکمیل پروندهها انجام میدهیم، به پره ماهیگیری نیز سر زدیم که یک شرکت محلی است. در کنار شغلم، در اوقات فراغت به سوژههایی که دوست دارم، علاقهمندم و سعی میکنم ابتدا با موبایلگرافی عکسهایی از آنها ثبت کنم. چون در شهر چالوس زندگی میکنیم و در نزدیکی دریا هستیم، در زمان صید ماهی بهطور متواتر به محل صید ماهیها که اصطلاحا پره ماهیگیری نامیده میشود میرفتم. پس از چند سال تصمیم گرفتم یک مستند از این پره ماهیگیری بسازم.
وی تأکید کرد: اهمیت سوژههای محلی در این مستند نهتنها به معرفی فرهنگ و شیوه زندگی مردم محلی کمک میکند بلکه جنبه اجتماعی نیز دارد. با پرداختن به این موضوعات میتوانیم چالشها، مشکلات و امیدهای صیادان را به تصویر بکشیم و به بینندگان این امکان را بدهیم که با زندگی روزمره آنها بیشتر آشنا شوند. این ارتباط میتواند درک بهتری از تأثیرات زیستمحیطی و اجتماعی بر جامعه محلی ایجاد کند و ضرورت حفظ این فرهنگ و روشهای زیستی را مشخص سازد.
بابایی درباره تحقیق و پژوهش این مستند توضیح داد: همانطور که گفتم سوژههای فیلم خود را از دل عکسهایی که ثبت میکنم انتخاب میکنم. پس از اینکه تصمیم نهایی گرفتم، کار تحقیق و پژوهش را آغاز کردم. این کار از جمله آثاری است که به مطالعات میدانی و مصاحبه با افراد خبره، بازنشسته و مشغول بهکار زیادی نیاز داشت که مستقیما درگیر شرایط آن کار بودند. با بهرهگیری از منابع و شیوههای تصویری که در سالهای مختلف ثبت کرده بودند، توانستیم اطلاعات لازم را جمعآوری کنیم. البته به علت عدم کیفیت آرشیوهایی که داشتند نتوانستیم آنها را بهصورت مستقیم در کار بگنجانیم، اما در ماهیت کلی کار از آنها استفاده شد. شاید بتوان گفت سه سالی به طور جدی درگیر این سوژه بودم و در نهایت با کمک دوستان فیلمسازم این اثر تولید شد.
وی درباره فرم روایی این اثر گفت: قبل از شروع فیلمبرداری، ساختار روایی کار را در ذهنم داشتم و براساس همان الگو، نقشه راهی برای حرکت تنظیم کردم. در کار مستندسازی، تمامی عوامل دست به دست هم میدهند تا کار به بهترین شکل تولید شود. پس از اینکه فیلمبرداری به اتمام رسید، ابتدا یک نسخه اولیه را خودمان با تدوینگر آماده کردیم. پس از چندین مرتبه چکشکاری، کمکم توانستیم این کار را به یک مستند ۳۰دقیقهای تبدیل کنیم. در نهایت با کمک مشاور کارم، دوست و استاد عزیزم جناب آقای مهدی زمانپور کیاسری و تدوینگر خوبمان عباس فرهادی ماچک، روی کار زوم کردیم. با همدیگر نشستیم و کار را نزدیک به ۱۲دقیقه رساندیم چراکه نمیخواستم مخاطبان ما با دیدن فیلم مستند خسته شوند.
وی اضافه کرد: در این مستند تلاش کردیم فرم روایی داستان را بهگونهای طراحی کنیم که مخاطب بتواند بهراحتی با سوژهها ارتباط برقرار کند. استفاده از تصاویر و صداهای طبیعی، در کنار روایتهای زنده موجب میشود بیننده احساس کند بهطور مستقیم در دل وقایع حاضر است. هدف ما این بود که کار شستهرفتهای ارائه دهیم و در این چند دقیقه، حس رضایت را در مخاطب ایجاد کنیم. بعد از اینکه سوژه را نهایی کردیم، با کمک دوستان فیلمساز که زحمتهای زیادی در این کار کشیدند، با تکتک عوامل صحبت کردم و ماهیت کار را برای آنها توضیح دادم. همه آنها واقعا به کار علاقهمند بودند. سپس با برنامهریزی و هماهنگی با عوامل و صحبت با مدیران و صیادانی که در آنجا فعالیت میکردند، کار را آغاز کردیم و تمام کارها طبق برنامه و بهخوبی انجام شد.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد